.jpg)
.jpg)
می میرم برات
1: ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه
2 : حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده
3 : تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند
4 : تا حالا هر چي التماس کرده دختراي ناز ايروني که سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفت
5 : توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حدکلوخه مجبوره بشينه براي دخترا حرف در بياره
6 : تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش و تميزي وخوشتيپي خواهرش مدام زدند تو سرش
7 : از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب غريب نميتونه قيافه مثل نميتونه قيافه مثل دختراي ايروني که با آرايش زيباتر ميشند حسودي مي کنه
8 : مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه
9 : مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش) حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون وقته که يه جاش به شدت ميسوزه و به جاي زنگ زدن به آتش نشاني مي شينه ميل جفنگ به دختر خانم ها ميزنه

این نقابمه در مواقع ضروری(......)
به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چيستی؟" گفت: "نگاهی بيش نيستم


شبی از سوز دل گفتم قلم را
بیا بنویس غمهای دلم را
قلم گفتا برو دیوانه عشق
ندارم طاقت بار غمت را...






بشنو از نی چون حکایت می کند از جدایی ها شکایت می کند
|
ای کاش می دانستم پس ازمرگم چه کسی اولین قطره اشک را برایم می ریزد ٬
وآخرین کسی که فراموشم می کند کیست ؟
**** این جسم من از خاک است هم خاک شود روزی این خط من از وبلاگ هم پاک شود روزی آنکس که مرا خواهد یا خط مرا خواند شاید بکند یادم غمناک شود روزی زندگی یه بازیه زندگی یه بازیه کی از عمرش راضیه ابر گریون دلم چشمه ی خون دلم نمی تونم دلمو راضی کنم این دل دیوونه رو راضی به این بازی کنم
یه بهونه برای بودن و موندن ندارم توگلوم بغض غمه هوای خوندن ندارم همه جا سردوسیاه رولبام ناله وآه سرمن بی سایبون نگاهم مونده به راه دست من غمگین وسرد تودلم یه گوله درد نه بهاری نه گلی پائیزه پائیز زرد دلی که دلدار نداره بازندگی کار نداره غریب این دیارم یه آشنا ندارم سرم بی سایه بونه دلم یه پارچه خون غم تو دلم نشسته بال وپرم شکسته غریب این دیارم یه آشنا ندارم سرم بی سایه بونه دلم یه پارچه خون |



























































